عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )

53

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )

سلام اللّه عليها ذكورا و اناثا از وطن و مسكن مألوف بولايات بعيده آواره و متفرق بودند هرچند تن از امامزادگان واجب التعظيم عيال و همشيرگان خود را بمزرعهء درم آورده ظالمان اطلاع حاصل كرده تعاقب نمودند . عورات به كوه ميران فرار اختيار كرده و سه تن مردان آنها بجنگ و جهاد در آن هموارى مشغول گشتند و هريك در موضعى كه بالفعل گنبد و بارگاه مخصوص است و اسامى ايشان انشاء اللّه در جاى خود معروض خواهد گشت بشرف شهادت فايض گرديدند . و اما عورات كوه به كوه آمدند تا بقريهء قه . روز ديگر ظالمان كه در طلب آنها گردش [ 49 پ ] ميكردند بر سر گردنهء كالقان كه مشرف و محاذى خانه‌هاى قه است رسيدند . حضرات از دور معاينه كرده پا بكوه طرف شمال كه متصل بخانه‌ها است گذارده از اينطرف تعاقب نمودند . چهار نفر از عورات به مغاره « 1 » رسيده غائب شدند و دو نفر ديگر كه هنوز به حد رشد نرسيده و طاقتى كه خود را به آن مغاره « 1 » رسانند نداشته عقب مانده متعاقبين نزديك شده اين دو تن فرومانده به زبان غيرت و عصمت گفتند : رب اجعلنا صخرة او ترابا ، فى الفور سنگ شدند و دست ظلم اشرار از ذيل عصمت آن دو تن معصومه و آن چهار كوتاه گشت و الان در آن موضع كوه باندك فاصلهء دو سنگ كه بمانند هيكل آدمى بود و پاى استوار است موجود و مشهود مىباشد و مردم قريهء قه و ساير بلوك آن محوطه از پى نذر و نياز در شبهاى جمعه و روزهاى عزيز به آن كوه رفته و رسم ارادت و ادب مرعى ميدارند . و مقرر است كه بجز زنان به آن مكان شريف [ وارد ] نميشوند ، حتى زنان حامله باحتمال آنكه به پسر آبست باشند [ 50 ر ]

--> ( 1 ) - اصل : مقاره